مرا بغل کن ... | بلاگ

مرا بغل کن ...

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت

 نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان

شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟

و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش

سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک

 صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از

شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب

پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب

داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه

نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى مرا بغل کن

چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده

که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است

عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد

 فاصله ابراز عشق دور نیست

 فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید

مرا بغل کن ...,...
نویسنده : علیرضا بازدید : 621 تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 ساعت: 13:07

آرشیو مطالب

نظر سنجی

دوست دارم نظرتونو درمورد وبلاگ خودتون بدونم؟

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :