داستان طلاق برنامه ریزی شده !!!!!!!!!

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    برچسب ها

    از زن اصرار و از شوهر انکار.

    در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می پذیرد، به شرط و شروط ها.

    زن مشتاقانه انتظار می کشد شرح شروط را.

    تمام 1364 سکه بهار آزادی مهریه آت را می باید ببخشی .

    زن با کمال میل می پذیرد.

    در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می گوید حال که جدا شدیم

    . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده .

    زن می پذیرد.

    چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی و به خاطر آن حاضر


    شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم


    انداختن را بزنی .



    زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟

    مرد با آرامی گفت :آری .

    زن با اعتماد به نفس گفت: 2 ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ


    نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ،


    تا زندگی واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.



    مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.

    زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی به مقصد رسید


    کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامه ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد .



    خط همسر سابقش بود.نوشته بود: فکر می کردم احمق باشی ولی نه اینقدر.

    نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده

    کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد.


    برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود.شماره همسر جدیدش بود.

    تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.

    پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد.

    صدا، صدای همسر سابقش بود که می گفت : باور نکردی؟، گفتم فکر




    نمی کردم اینقدر احمق باشی . این روزها میتوان با 1 میلیون تومان مردی

    ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شر زنان با مهریه های سنگینشان

    نجات یابند!{#emotions_dlg.e4}

    نویسنده : علیرضا بازدید : 416 تاريخ : يکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت: 2:35 بعد از ظهر
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها