خاطرات شیرین زندگی کودکانه

متن مرتبط با «باحال» در سایت خاطرات شیرین زندگی کودکانه نوشته شده است

داستان های طنز باحال ۹۲

  • نیلوبلاگ

    داستان های طنز باحال ۹۲ یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی ؛ اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و زیر لب میگه : لیلا … لیلا … لیلا …مرد میپرسه : این آدم چشه ؟میگن : یه دختری رو میخواسته به اسم لیلا که بهش ندادن ، اینم به این روز افتاده !مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن و مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه با خشم فریاد میزنه : لیلا … لیلا … لیلا …...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    داستان های طنز باحال ۹۲ |