
سلام به گرمی افتاب ماه رمضون که ادمو کلافه میکنه مخصوصا روزه باشی امیدوارم نماز روزه همتون قبول حق باشه نشسته بودم یهو یه خاطره و گذر زمون به ذهنم اومدو وبگردی های خودمو نشستم بنویسمو بخونمو خنده کنم حالا اومدم اپ کردم و تو وبلاگم بنویسم راسی دوستان گلم نظر یادتوم میره گاهی بدیدمرسی از حضورتون فسیل شده بیچاره,خب الان دیگه میتونم با اعتماد به نفس بیشتری بنویسم .یادمه قدیما یه دفتر خاطراتی داشتم هروقت باز میکنمش میخونم چه حالی میده میرم تواوج دوران گذشته ِ ای بر پدر ش,بزرگ شدیم رفت ...
ادامه مطلب
سلام دوستان گلم امیدوارم که همگی خوب و سرحال باشید بازهم از خداوند متشکرم که نفس داد دوباره بنویسم شاید واسه خیلی از ماها پیش اومده که سرما بخوریم ولی سرماخوردگی تو اول مهر واسه من خیلی عجیبه , نمیدونم از کی گرفتم خودمم ناقل بودم کلی آدم ازمن گرفتن یاد یه خاطره افتادم , یادش به خیر سال اولی که کنکور میدادیم یه سری یکی ازرفیقام گفت بیا بریم کتابخونه بخونیم !! رفتیم یه کتابخونه نزدیک مدرسه ( دوتا مسیر تاکسی عوض کردیم)خلاصه با یه امیدی رسیدیم دیدیم اه پره یه ذره ملتم جلو کتابخونه نشستن ! ابعدها فهمیدم واسه کتابخونه باید شب رختخوابتو پهن کنی جلوش بعد تا صبح بست ببندی به درش !خلاصه رفتیم یه جای دیگه رسیدیم با خوشحالی دوتا صندلی پیدا کردیم روبرویی ما گفت آقا اینجا جای ماست و نیگه دا...
ادامه مطلب