خاطرات شیرین زندگی کودکانه

متن مرتبط با «خاطرات دوستی1» در سایت خاطرات شیرین زندگی کودکانه نوشته شده است

خاطرات مرد زود باور

  • نیلوبلاگ

    داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد،گفتم بفرمایید.الووووو..... فقط فوت کرد!: ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات دوستی1

  • نیلوبلاگ

    سلام خیلی وقت بود دوست داشتم اپ کنم ولی تا میودم یا چت بود یا وبگردی یا اینور اونور هرچی تو ذهنم بودش پاک شده الان که وقت دارم میخوام خاطرات دوستی هامو بنویسم که هرکدوم چطور اشنا شدیمو واز این حرفا رفیق جینگام تو دانشگاه کوروش:سرمنشا اشناییمون تو وبسایت گروهی دانشگاه بود که همه عضو بودن یه روز رفتم تو چتش یه سلام دادم  این اومد سلام دادو نوشت خوبی منم گفتم مگه دکتری و ...کل کل شروع شد رفتیم تو پریوایت چت اینقدر باهم کل کل کردیم یه جا گفت با ایدیتت خداحافظی کن >گفتم جوووووون اگه میتونی هک کن خلاصه بعدش کلی دوباره کل کردیمو بعد یه روز اومد رو یاهومسنجرو باهم کلی صحبت کردیم شد ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خاطرات مرد زود باور | خاطرات دوستی1 |