خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات شیرین زندگی کودکانه

باسلام خدمت دوستان گلم خیلی خوش اومدید به وبلاگ خودتون امیدوارم که تونسته باشم با داستانهای خنده دارو واقعی بخنندونتمتون راستی عزیزانم نظریادتون نره خوشحال میشم منو بانظراتون خوشحال تر کنید از دوستانی که میخوان باهم تبادل لینک داشته باشن منو به عنوان خاطرات شیرین زندگی کودکانه لینک کنند بعد بیان بگن به چه اسمی ثبتشون کنم موفق باشید دوستان خوبم اینم اایمیلمه خواستید میتونید اد کنید[email protected]


کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی!




چند دقیقه میگذره… باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو

میپاشه به مهموندار.


مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟


کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!


بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه

خورده تفریح کنه …


مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره

باقیشو میپاشه به مهموندار!


مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟


خرسه میگه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه پررو بازی!


اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن

که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.


کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو

بازی دربیاری!!!قه قههخنده

برچسب: داستان خواندنی و نکته دار کلاغ و خرس !, نویسنده: علیرضا تاريخ: يکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت: 13:28

صفحه بندی