خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات شیرین زندگی کودکانه

باسلام خدمت دوستان گلم خیلی خوش اومدید به وبلاگ خودتون امیدوارم که تونسته باشم با داستانهای خنده دارو واقعی بخنندونتمتون راستی عزیزانم نظریادتون نره خوشحال میشم منو بانظراتون خوشحال تر کنید از دوستانی که میخوان باهم تبادل لینک داشته باشن منو به عنوان خاطرات شیرین زندگی کودکانه لینک کنند بعد بیان بگن به چه اسمی ثبتشون کنم موفق باشید دوستان خوبم اینم اایمیلمه خواستید میتونید اد کنید[email protected]
من و خونوادم اونموقع داشتیم از جایی برمیگشتیم که با این صحنه مواجه شدیم و من و پدر به کمکش رفتیم و خلاصه رفتو صورتشو شستشو داد اما بیچاره به گفته همسرش هنوز چشماش میسوزه و نمیتونه زیاد باز نگهش داره خیلی آدمای محترمی هستن دلم براش سوخت ...

 حالا هی بگید بریم پیاده روی آدم حسرت یه پیاده بازار رفتن پیاده خرید رفتن پیاده باشگاه یا هرجایی رفتن رو قلبش می مونه مثلا اونروز خودم با خونواده میرفتم کمی بچرخیم دیدم از پسر ۱۶ ساله تا مرد ۶۰ ساله متلک باراینو اون میکردن و حتی بعضیها دنبال چند دختر هم میفتن.خلاصه چب بگم اگه ول کنی بشینی نگاه کنی پیش خودتم به خونواده خودتم متلک بارمیکنن آدم با چند نفر دعوا کنه با چند نفر حرف بزنه مشت و لقد رو تو سر چند نفر بزنه ......

دیشب داشتم فوتبال ایتالیا و کرواسی رو میدیدم که توپشون کمی انگار کم باد شده و یکی از بازیکنا توپو شوت کرد پیش تماشاچیا گفتم الان حتما اونمردو که توپ شانسی تو دستش افتادو تیکه تیکه میکنن و توپ به هزار تیکه تقسیم میشه و کلا اون قسمت تماشاچیا یه ۱۰۰ تایی کشته و زخمی میده برای بدست آوردن اون توپ ! اما در کمال تعجب ما همه اطرافیان براش دست زدن و اون مردهم توپ بدستش افتاده بود شادی میکرد به همین سادگی...

عجب مردمانی هستیم ما عجب امنیت و عجب اصالت و عجب......داریم واقعا ما مردمانی مثال زدنی هستیم تو همه چی...


برچسب: ما مردمانی مثال زدنی هستیم, نویسنده: علیرضا تاريخ: جمعه 9 تير 1391 ساعت: 22:25

صفحه بندی