خاطرات شیرین زندگی کودکانه

متن مرتبط با «داستانک های جالب و خواندنی» در سایت خاطرات شیرین زندگی کودکانه نوشته شده است

حموم!!!

  • نیلوبلاگ

    توی حموم بودم............ مامانم در حموم و زده میگه : محسن یگانه رو میشناسی؟؟؟؟ منم گفتم : اره چطور مگه ؟؟؟؟؟                                                 .                                                 .                                                 .                   &n...

    ادامه مطلب
  • این دست های لعنتی

  • نیلوبلاگ

    «تیمارستان» آسفالت از نور زرد چراغ هایی که هر چند قدم حاشیه ی مسیر کاشته شده بود ، روشن بود. چشمهاش را به زمین دوخته بود و به کندی قدم برمی داشت.انگار چیزی را دنبال می کرد. تنها صدایی که به گوش می رسید صدای لخ لخ دم پایی هاش بود که روی زمین کشیده می شد. سایه یک نفر را کنار سایه خودش دید.بی اعتنا مسیر حرکت مورچه ای را دنبال می کرد.آخرین کام را از سیگارش گرفت و ته سیگار را توی جیب پیراهنش گذاشت. ...

    ادامه مطلب
  • زمونه ... آی زمونه ... آی زمونه ...

  • نیلوبلاگ

    سال ها پیش دو نفر بودن که در یک واحد مشغول خدمت سربازی بودند یکی از آنها یک جوان پولدار ( علی) و دیگری یک جوان از قشر عادی ( رضا ) جامعه بود . کم کم بین این دو نفر دوستی عمیق شکل می گیره بطوریکه این دو نفر را همه به عنوان دو برادر می شناختند . تا اینکه خدمت علی تمام می شه ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات مرد زود باور

  • نیلوبلاگ

    داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد،گفتم بفرمایید.الووووو..... فقط فوت کرد!: ...

    ادامه مطلب
  • داستان خواندنی و نکته دار کلاغ و خرس !

  • نیلوبلاگ

    یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار! مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ ...

    ادامه مطلب
  • داستان نصوح، مردیکه کارگر حمام زنانه بود

  • نیلوبلاگ

    مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت. نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندام زنانه داشت. او مرد شهوتران بود و  با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد. هیچ کسى از وضع نصوح خبر نداشت، او از این راه هم امرارمعاش می کرد و هم ارضای شهوت. ...

    ادامه مطلب
  • عشق دلیل میخواهد؟

  • نیلوبلاگ

    روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟» پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!» ...

    ادامه مطلب
  • آهای ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮ

  • نیلوبلاگ

    آهای ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﯿﮕﯽ: ﻣﯿﺬﺍﺭﯼﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟ بدون که ﺑﺮﺍﯼ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﻬﺶ بزﻧﻪ ... و ﺑﺒﻮﺳﺘﺶ ... ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺸﻘﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ ...   ...

    ادامه مطلب
  • خوراکی هایی برای جلوگیری از ریزش مو

  • نیلوبلاگ

    آیا از اینکه بفهمید خط موهایتان به عقب رفته، موهایتان کم پشت شده یا در نقاطی در حال کچل شدن هستید، شوک میشوید؟ بخاطر این اتفاق ماتم نگیرید! دقیقا مانند بدنمان که به مواد مغذی و غذاهای سالم احتیاج دارد، موهایمان هم همینطور است.در این ایمیل، برخی از مواد غذایی که باید هوشمندانه از آنها در رژیم غذاییتان استفاده کنید تا از ریزش مو جلوگیری کرده باشید را فهرست کردهایم....

    ادامه مطلب
  • لیموترش را برای زیبایی دست کم نگیرید !

  • نیلوبلاگ

    ما عاشق لیموناد و غذاهای ترش هستیم، اما چیزی که احتمالا از آن اطلاع ندارید این است که پوست و موی شما هم عاشق لیموترش هستند، حتی بیشتر از آنچه سیستم گوارش شما به آن علاقه دارد! لیموترشها دارای مزایای حیرت انگیزی برای پوست و زیبایی ما هستند. بسیار خب، بار دیگری که به خرید رفتید باید یک کیسه لیموترش هم بخرید! دوست دارید بدانید دلایلش چیست؟...

    ادامه مطلب
  • سانو مبارک 1393

  • نیلوبلاگ

    سلام خدمت دوستان گلم امیدوارم حال همگی خوب باشهخیلی دلم براتون تنگ شده بود ببخشید که نمیتونستم اپ کنم چون یه چند مدتیه  سرم شلوغ شده و تو مغازه ام بازهم دلتنگتون شده بودم خلاصه تو یه فرصت مناسب که برام پیش اومد تونستم اپ کنم اونم اخرای سال ۹۲ هستش گفتم بیام یه عرض ادبی کنم و سال جدید و برای دوستان گلم تبریک بگم و سال خوبی رو براتون ارزو مندنم امیدوارم سال پراز خوبی و نشاط داشته باشید به امید دیدار در روزهای بعد و اینده موفق و سربلند باشید...

    ادامه مطلب
  • دو داستان کوتاه آموزنده و جالب

  • نیلوبلاگ

    خلبانان نابینا دو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد . زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند....

    ادامه مطلب
  • اراده پولادین پسر پا سوخته

  • نیلوبلاگ

     مدرسهی کوچک روستایی بود که بهوسیلهی بخاری زغالی قدیمی، گرم میشد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و همکلاسیهایش، کلاس گرم شود. ...

    ادامه مطلب
  • اس ام اس های عاشقانه احساسی زیبا

  • نیلوبلاگ

    با کسی باش که تو را بخواهد نه کسی که تو را هم بخواهد . . . * * * * * * * اگر کارگردان بودم ، صدای نفسهایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود . . . * * * * * * * در تمام دارو خانه ها موجود است نرم کننده موی سر نرم کننده پوست دست کاش می شد برای نرم کردن دل تو هم ، نسخه ای گرفت . . ....

    ادامه مطلب
  • فوتبال فانتزی بازی جالبی

  • نیلوبلاگ

    http://mr90.ir/home/mmmYZmmUpq8...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین و زیباترین متن های به سلامتی

  • نیلوبلاگ

    متن های زیبا و جدید به سلامتی به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮﭼﯽ ﺑُﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺱ ﻣﻮﻧﺪﻥ … * * * به سلامتی سیگارم که بهم یاد داد عاقبت سوختن واسه یه نفر ، زیر پا له شدنه ! * * * به سلامتی همه رفقایی که نه دنیا عوضشون میکنه نه من با دنیا عوضشون می کنم ! * * * به سلامتی همه اونایی که به قله رسیدند ولی همنوعانشون رو پله نکردند …...

    ادامه مطلب
  • شعر عاشقانه کوتاه جدید

  • نیلوبلاگ

    شعر عاشقانه کوتاه جدید زندگی غمکده ای بیش نبود / بهر ما جز غم و تشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشم / که کدام خاطره اش نیش نبود * * * چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن...

    ادامه مطلب
  • آرزوهای یک زن - طنز

  • نیلوبلاگ

    خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. ...

    ادامه مطلب
  • طالع بيني دانشجويي

  • نیلوبلاگ

    متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد واحتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد! ...

    ادامه مطلب
  • ۲۴ ساعت از زندگی دخترها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

  • نیلوبلاگ

    5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. 6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . 7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!! 8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    این دست های لعنتی | زمونه ... آی زمونه ... آی زمونه ... | خاطرات مرد زود باور | داستان خواندنی و نکته دار کلاغ و خرس ! | داستان نصوح، مردیکه کارگر حمام زنانه بود | عشق دلیل میu200cخواهد؟ | آهای ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮ | خوراکی هایی برای جلوگیری از ریزش مو | لیموترش را برای زیبایی دست کم نگیرید ! | سال 1393 مبارک