خاطرات شیرین زندگی کودکانه

متن مرتبط با «لیموترش را برای زیبایی دست کم نگیرید !» در سایت خاطرات شیرین زندگی کودکانه نوشته شده است

چند داستان خنده دار از ملا نصرالدین

  • نیلوبلاگ

    داستان بچه ملا روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد! ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد. زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟ ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!   داستان ملا در جنگ روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست. ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟ ...

    ادامه مطلب
  • حموم!!!

  • نیلوبلاگ

    توی حموم بودم............ مامانم در حموم و زده میگه : محسن یگانه رو میشناسی؟؟؟؟ منم گفتم : اره چطور مگه ؟؟؟؟؟                                                 .                                                 .                                                 .                   &n...

    ادامه مطلب
  • این دست های لعنتی

  • نیلوبلاگ

    «تیمارستان» آسفالت از نور زرد چراغ هایی که هر چند قدم حاشیه ی مسیر کاشته شده بود ، روشن بود. چشمهاش را به زمین دوخته بود و به کندی قدم برمی داشت.انگار چیزی را دنبال می کرد. تنها صدایی که به گوش می رسید صدای لخ لخ دم پایی هاش بود که روی زمین کشیده می شد. سایه یک نفر را کنار سایه خودش دید.بی اعتنا مسیر حرکت مورچه ای را دنبال می کرد.آخرین کام را از سیگارش گرفت و ته سیگار را توی جیب پیراهنش گذاشت. ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات مرد زود باور

  • نیلوبلاگ

    داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد،گفتم بفرمایید.الووووو..... فقط فوت کرد!: ...

    ادامه مطلب
  • داستان طلاق برنامه ریزی شده !!!!!!!!!

  • نیلوبلاگ

    با اصرار از شوهرش می خواهد که طلاقش دهد. شوهرش می گوید چرا؟ ما که زندگی خوبی داریم. ...

    ادامه مطلب
  • داستان خواندنی و نکته دار کلاغ و خرس !

  • نیلوبلاگ

    یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار! مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ ...

    ادامه مطلب
  • « نشان ِ عشق چیست؟! »

  • نیلوبلاگ

    ای که می‌پرسی « نشان ِ عشق چیست؟! » عشق چیزی جز ظهور مهر نیست! عشق یعنی مهر ِ بی چون و چرا عشق یعنی کوشش بی ادعا! ...

    ادامه مطلب
  • خوراکی هایی برای جلوگیری از ریزش مو

  • نیلوبلاگ

    آیا از اینکه بفهمید خط موهایتان به عقب رفته، موهایتان کم پشت شده یا در نقاطی در حال کچل شدن هستید، شوک میشوید؟ بخاطر این اتفاق ماتم نگیرید! دقیقا مانند بدنمان که به مواد مغذی و غذاهای سالم احتیاج دارد، موهایمان هم همینطور است.در این ایمیل، برخی از مواد غذایی که باید هوشمندانه از آنها در رژیم غذاییتان استفاده کنید تا از ریزش مو جلوگیری کرده باشید را فهرست کردهایم....

    ادامه مطلب
  • لیموترش را برای زیبایی دست کم نگیرید !

  • نیلوبلاگ

    ما عاشق لیموناد و غذاهای ترش هستیم، اما چیزی که احتمالا از آن اطلاع ندارید این است که پوست و موی شما هم عاشق لیموترش هستند، حتی بیشتر از آنچه سیستم گوارش شما به آن علاقه دارد! لیموترشها دارای مزایای حیرت انگیزی برای پوست و زیبایی ما هستند. بسیار خب، بار دیگری که به خرید رفتید باید یک کیسه لیموترش هم بخرید! دوست دارید بدانید دلایلش چیست؟...

    ادامه مطلب
  • اراده پولادین پسر پا سوخته

  • نیلوبلاگ

     مدرسهی کوچک روستایی بود که بهوسیلهی بخاری زغالی قدیمی، گرم میشد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و همکلاسیهایش، کلاس گرم شود. ...

    ادامه مطلب
  • معجزه ای به نام زن !

  • نیلوبلاگ

    وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روی ساختن آن کار می کردیکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد:چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟...

    ادامه مطلب
  • مرا بغل کن ...

  • نیلوبلاگ

    مرا بغل کن ... روزی زنی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بودبیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و ازموتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد....

    ادامه مطلب
  • ضد حال يعني اين !!!

  • نیلوبلاگ

    ضد حال يعني اين !!! دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:...

    ادامه مطلب
  • ۲۴ ساعت از زندگی دخترها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

  • نیلوبلاگ

    5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. 6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . 7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!! 8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…...

    ادامه مطلب
  • ۲۴ ساعت از زندگی پسرها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

  • نیلوبلاگ

    8 صبح: تو رخت خواب….. 9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. 10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)...

    ادامه مطلب
  • اعتراف صمیمانه سوتی ها!

  • نیلوبلاگ

    برترین ها:با توجه به استقبال شما خوانندگان از مطالب درج شده با عنوان "اعتراف صميمانه سوتي ها" و اعترافات شما خوانندگان در بخش نظرات کاربران، تصميم گرفتيم گزيده اي از مطالب ارسالي شما در بخش نظرات را با نام ارسال کننده در اين مطلب درج کنيم. من: دیروز داشتم بایکی حرف میزدم .گف می دونی تو مصر 74 نفر تو یه مسابقه فوتبال مردن؟ گفتم بابا این مصریا دیوونن مگه ندیدی چه بلایی سر این قذافی بد بخت اوردن؟ اونم نه گذاشت ونه برداشت گف :قذافی تو لیبی بود نه تومصر منم هیچی نگفتم.خب چیزی نداشتم بگم. سرو: من وقتی بچه بودم عادت داشتم با تنها خواهرم که دوسال ازم بزرگتره بخوابم ،بعضی شبها هم مایعات زیاد می خوردم و خواب دریا رو می دیدم بیچاره خواهرم ! صبح که از خواب بیدار می شدم خو...

    ادامه مطلب
  • کارتون روز: 20درصد ازدواج ها در فضای مجازی!

  • امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

  • نیلوبلاگ

    روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را   در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم   لطفا کمک کنید ...

    ادامه مطلب
  • تجاوز پسر ۷ ساله تهرانی به دختر ۱۸ ساله!

  • نیلوبلاگ

    سلام دوستان گلم داشتم وب گردی میکردم که یهو متوجه این مطلب شدم تعجب کردم خدایش برای جالب هم اومد این خبر خیلی مهم و واقعی هستش من که باور نمیشه اینجور ادما هم پیدا بشن خدا به دادا پدر مادرش برسه بخونید و نظرتونو برایم بگید خوشحال میشم؟   وقتی دلیل آن همه بیتابی و درد را پرسیدم, با نگاهی که شادی فرسنگها از آن فاصله داشت گفت: «باورتان میشود کودک هفت ساله به جرم مزاحمت برای نوامیس محاکمه شود؟ پسرم ساسان زندگی ما را سیاه کرد. او بچه آدم نیست، بچه شیطان است. دیگر حاضر نیستم حتی یک روز او را نگه دارم. هیچ شباهتی با بچه های عادی ندارد. »و بعد که آرامتر شد، تعریف کرد: ...

    ادامه مطلب
  • سوتی های خنده دار ایرانی

  • نیلوبلاگ

    یه روز خواهرم اینا با بابام اینا رفته بودن بیرون . بابام هم راننده بوده. توجاده یه نفر میاد از سمت راست سبقت میگیره.شوهر خواهرم میگه اوه اوه این دیگه از ما هم خر تره!!! زی زی گولو وسطای سال تحصیلی بود که من بچه های سرویسمونو بستنی مهمون کردم میدوستم رانندمون از بستنی خیلی بدش میاد و نمیخوره بره همین براش نخریدم وقتی اومدم به بچه ها بدم به راننده سرویس گفتم ببخشید چون میدونم دوس ندارید شما رو آدم حساب نکردم.بنده خدا مونده بود چی بگه.منم که دیگه تا آخر سال روم نمیشد بهش نگا کنم.هر وقت منو میبینه میگه گل دختر بازم نمیخوای منو آدم حساب کنی؟؟!!! گل دختر از کرج...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چند داستان خنده دار از ملا نصرالدین | این دست های لعنتی | خاطرات مرد زود باور | داستان طلاق برنامه ریزی شده !!!!!!!!! | داستان خواندنی و نکته دار کلاغ و خرس ! | « نشان ِ عشق چیست؟! » | خوراکی هایی برای جلوگیری از ریزش مو | لیموترش را برای زیبایی دست کم نگیرید ! | اراده پولادین پسر پا سوخته | معجزه ای به نام زن !