نامه ای از طرف خدا
-
تاریخ: 1391/2/26 ساعت: 3:06
سلام... به دوستای گلم این دلنوشته های خودمه که میدونم برای همه هم اتفاق میوفته امیدوارم که دوست داشته باشید. تا حالا شده احساس تنهایی کنی.فکر کنی که هیچ کسی نیست که تورو بفهمه.آره حتما شده .تو این مواقع سعی می کنی که چه حرکتی انجام بدی؟ خیلی از ماها می ریم پیش یکی از نزدیک ترین دوستانمون تا با د...
صم بکم عمى فهم لایعقلون
-
تاریخ: 1391/2/23 ساعت: 18:06
درس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است -با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم نا آشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم ...
جادوي لبخند
-
تاریخ: 1391/2/22 ساعت: 20:04
زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گه گاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی...
فــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد
-
تاریخ: 1391/2/25 ساعت: 18:02
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت و بــــا ایــــــ...
دانشگاه.........عروسی!!!! آمپول
-
تاریخ: 1391/2/22 ساعت: 15:56
سلام این چند روزه درگیر عروسی بودمو خیلی سرم شلوغ بود باورتون میشه که از 5 شنبه تا الان هرشب ساعت 3 میخوابم ..بالا خره تموم شد همه فامیلا مثه آفت ریختن خونمون... خوردنو خوابیدنو ............ن کل زندگیمونو بهم ریختن .... حالا خداروشکر ما اخلاقمون ورزشکاریه .. هرکی جای ما بود الان مهمون خوردگی مزمن ...
به به چه هندوانه ای شیرینی ..............
-
تاریخ: 1391/2/21 ساعت: 23:03
جعبه ی طلایی
-
تاریخ: 1391/3/3 ساعت: 14:20
روزی مادری دخترک پنچ ساله اش را بابت از بین بردن کاغذ کادویی طلایی رنگ تنبیه کرد،چون وضعیت مالی خوبی نداشتندو او وقتی دید که فرزندش از ان تکه کاغذ برای کادوپیچ کردن جعبه ای استفاده کرده بیشتر عصبانی شد.اما دخترک چند روز بعد جعبه ی کادو را به مادرش داد و گفت))مامان این مال توست)). مادر که از رفتار خش...
شایعه.....حاج منصور ارضی
-
تاریخ: 1391/2/20 ساعت: 19:58
سلام یک کلاغ ..چهل کلاغ دیروز تو دانشگاه استاد داشت پلان کشی رو تو ضیح میدا اقا من یه کلمه نگرفتم ...خودشم هیچی نگرفته بود ...اومد گفت یه پلان بکشین من گفتم بلد نیستم ..بعد اومد بالا سرم دفترمو برداشت همین که داشت نیگاه میکرد از لاش یه کاغذی افتاد توش چندتا اسکریچ بود یه دوتا طرح از زاها حدیدک از ر...
روز اول دانشگاه
-
تاریخ: 1391/2/20 ساعت: 19:57
سلام خوشحالم که هنوز نفسی مونده و میتونم دوباره بنویسم.خیلی دوست دارم چندتا داستان بنویسم ولی بعلت مشغله ذهنی که این روزها کلی شده واسم !! نوشتنشو به تاخیر میندازم دوشنبه ...دانشگاه.. صبح به امید یه روز خوب وعالی و توکل بر خدا راهی عرصه های جهاد علمی شدم سوار تاکسی شدم و توراه اول یه نمه رادیوشو گوش...
دانشگاه!!! استاد!!! بلوتوث کثیف
-
تاریخ: 1391/2/20 ساعت: 19:57
سلام احوالتون چیطوره؟ چندتا خاطره یکـــــــــــــــ : اونروز اواخر کلاس بود که استاد برگشت گفت بچه ها هرکی تمرینا رو نیاره جلسه بعد تنبیه اش میکنم مام گفتیم استاد تنبیه چیه ؟ گفت باید جلسه بعد شیرینی بگیره بیاره !!! از تهه کلاس گفتم استاد گل هم بگیریم ؟ با خانواده بیایم ؟ اقا کلی خندیدیم ... بنده ...