
5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. 6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . 7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!! 8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…...
ادامه مطلب
8 صبح: تو رخت خواب….. 9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. 10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)...
ادامه مطلب
شخصی بود که تمام زندگیاش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت همه میگفتند به بهشت رفتهاست. آدم مهربانی مثل او حتماً به بهشت میرفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد دختری که باید او را راه میداد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت، او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ کس از آدم دعوتنامه یا کارت شناسایی نمیخواهد، هرکس به آنجا برسد میتواند وارد شود…...
ادامه مطلب
راه ساده برای خلاص شدن از یکنواختی زندگی...برای آن دسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر 4 پیشنهاد ساده آوردهایم که کمکتان میکند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید و زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.جک لندن گفته است، « درست ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن. » خیلی وقت ها اجازه میدهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش میآورد را میپذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر میرسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که میگوید، « وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»...
ادامه مطلب
سلام توفیق اجباری شد که بیام و آ پ کنم اومدم کافی نت یه فایل اتوکد نیگاه کنم دگ یه سری هم به بلاگ زدم این روزا بدجور سرم شلوغه دیشب تا پاسی از شب داشتم پروژه مو اماده میکردم هنگ کرده بودم که واسه پرزنت چیکار کنم کله صبح یه ایده اومد تو ذهنم ..استادمون کلی حال کرد با دیدنش .. گفت واقعن خلاقی چند روزه دگ هم باید نقشه های ترسیم شدمونو ببریم .. واسه اون یه فکر لالیگایی کردم .... بعضی روزا انقدر مشغول روزمره هایی و مشکلات ..یه دفه یه دوست قدیمی زنگ میزنه میگه دلم تنگ شده بود واست .. حسش عالیه ...دیشب پسر پسر دایی ام زنگ زده بود کلی حرف زدیم .. انقد که بعد قط کردن بغض کردم استادمون میگفت ادما سه دوره زمانی دارن و تو سه دوره زمانی میمونن بچگی ؛ بچه ها تو زمان حال زندگی میکنن جوانی...
ادامه مطلب